1- آیت الله صافی گلپایگانی: طبق بعض کتب مقاتل و تاریخ، حضرت اباعبدالله الحسین “سلام الله علیه” چنین فرزندی داشته‌اند که در شام رحلت کرده‌اند. علاوه بر شهرت این موضوع، به‌طور کلی مشاهد و مقامات مشرفه از جهت انتساب به اهل‌بیت “علیهم السلام” مزار و مورد تجلیل و احترام است چنان‌که شهرت اشخاص به سیادت جایز الانکار نیست. شهرت مثل این بارگاه مقدسه نیز مخصوصاً با توجه به قرائن معتبر مورد انکار نیست. این مشاهد و روضه‌های مقدسه‌ی سادات عظام و مفاخر اسلام نیز از این جهت که از مراکز ذکر فضایل آن بزرگواران و تبلیغات اسلامی و ذکر دعا است باید محترم باشد و این تردیدها بی‌جا است و سزاوار نیست. موفق باشید.
2- آیت الله نوری همدانی در کتاب‌هایی چون کامل بهائی و نفس‌المهموم و کتاب‌های معتبر دیگر دختر خردسالی که برخی نام او را «رقیه» نامیده‌اند و در شام به شهادت می‌رسد، برای امام حسین‌ “سلام الله علیه” ذکر کرده‌اند و اگر کسی برای آن حضرت نذر کند، باید آن را ادا نماید و مضجع موجود در دمشق متعلق به آن حضرت است.
3- آیت الله وحید خراسانی معظم له با برگزاری مراسم به مناسبت شهادت حضرت رقیه “سلام الله علیها” در درس خارج خود، به جایگاه والای حضرت، احترام می¬گذارند.
4-آیت الله جوادی آملی میفرمایند:
1)در دوره زندگانی ائمه اطهار(ع) و در صدر اسلام مسایلی مانند کمبود امکانات نگارشی، اختناق شدید حکمرانان اموی، کم توجهی به ثبت و ضبط جزئیات رویدادها، فشار حکومت بر سیره نویسان، جانب داریها و... سبب بروز بعضی اختلافها در نقل مطالب تاریخی می شده است.
2) در اثر تاخت و تازها و وجود بربریت و دانش ستیزی بعضی حکمرانان، بسیاری از منابع ارزشمند از میان رفته است.
3) تعدد فرزندان، تشابه اسمی و بویژه سرگذشتهای شبیه در مورد شخصیتهای گوناگون تاریخی و گاه وجود ابهام در گذشته ها و پیشینه زندگی افراد، امر را بر تاریخ نویسان مشتبه کرده است. همان گونه که این مسأله در مورد دیگر شخصیتهای تاریخی- حتی در جریان قیام عاشورا- نیز به چشم می خورد.
4) همان گونه که پیشتر گفته شد، امام حسین(ع) به دلیل شدت علاقه به پدر بزرگوار و مادر گرامی شان، نام همه فرزندان خود را فاطمه و علی می گذاشتند. این امر خود منشأ بسیاری از سهو قلمها در نگاشتن شرح حال زندگانی فرزندانِ امام حسین(ع) گردیده است. قراین و شواهدی نیز در دست است که رقیه(س) را فاطمه صغیره می خوانده اند. احتمال دارد همین موضوع سبب غفلت از نام اصلی ایشان شده باشد. بنابراین، نیامدن نام حضرت رقیه(س)، در کتابهای تاریخی، اگرچه شک در وجود تاریخی او را بسیار تقویت می کند، اما هرگز دلیل بر نبودن چنین شخصیتی در تاریخ نیست. افزون بر آن، مهمترین دلیل فراموشی یا کم رنگ شدن حضور این شخصیت، زندگانی کوتاه ایشان است که سبب شده رد کمتری از ایشان در تاریخ به چشم بخورد. افزون بر این مطالب، دو شاهد قوی نیز بر اثبات وجود ایشان در تاریخ ذکر شده است. ابتدا گفتگویی که بین امام و اهل حرم در آخرین لحظات نبرد حضرت سیدالشهدا(ع) هنگام مواجهه با شمر، رخ می دهد. امام رو به خیام کرده و فرمودند: ای زینب، ای سکینه! ای فرزندانم! چه کسی پس از من برای شما باقی می ماند؟ ای رقیه و ای ام کلثوم! شما امانتهای خدا بودید نزد من، اکنون لحظه میعاد من فرارسیده است. همچنین در سخنی که امام برای آرام کردن خواهر، همسر و فرزندانش به آنان می فرماید، آمده است: خواهرم، ام کلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید و به یاد داشته باشید هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید. همچنین در شعری که از حضرت زینب(س) در دروازه شهر کوفه سروده شده، نامی از رقیه(س) آورده شده است. حضرت زینب(س) در این شعر از رقیه(س) به فاطمه صغیره یاد می کند و این مسأله را روشن می کند که فاطمه صغیره که در بعضی از کتابها از او یاد شده، همان دختر خردسالی است که در خرابه شام جان داده است. مهمترین اقوال تاریخی درباره حضرت رقیه(س) در کتابی به قلم شیخ عمادالدین الحسن بن علی بن محمد طبری امامی آمده است و شیخ عباس قمی در نفس المهموم و منتهی الامال، ماجرای شهادت حضرت رقیه(س) را از آن کتاب نقل می کند. همچنین بسیاری از عالمان بزرگوار مطالب این کتاب را مورد تأیید و به آن استناد کرده اند. یکی دیگر از کتابهای کهن که در این زمینه مطالبی نقل نموده، کتاب اللهوف از سیدبن طاووس است. باید دانست احاطه ایشان به متون حدیثی و تاریخی اسلام و شیعه، ممتاز و چشمگیر است.
5-استاد محمد حسین دوانی: برخی به کلی داشتن دختری به نام رقیه را برای امام حسین علیه السلام نفی کردند. برخی معتقدند امام حسین علیه السلام فقط دو دختر داشته به نامهای فاطمه و سکینه. لذا از نظر آنها داستان حضرت رقیه بی مبنا است. اما طبق نظر صحیح; شیخ مفید تعداد دختران امام حسین علیه السلام را دو تن به نامهای فاطمه و سکینه نامیده است، ولی این تنها نقل ما نیست بلکه ما نقل های دیگری هم داریم که تعداد دختران امام را بیش از دوتن ذکر کرده است. مثل کتاب ابن طلحه شافعی که نَسَب شناس است و تخصصی این کاررا کرده و حال اینکه شیخ مفید نسب شناس نیست. همینطور در مناقب ابن شهرآشوب مازندرانی، تعداد دختران امام حسین علیه‌السلام را سه یا چهار دختر ذکر کرده اند. این منابع از نظر اعتبار یکسان هستند و نمیتوانیم بگوییم فقط نقل شیخ مفید برای ما ملاک است، پس احتمال اینکه امام حسین علیه السلام دختر دیگری غیر از این دوتن داشته باشد از نداشتن آن بیشتر هم هست. اما راجع به خرابه شام که عده ای سوال کرده‌اند که چرا در منابع اولیه چنین نقلی نیامده است، اتفاقاً در کتاب کامل بهایی عمادالدین طبری شیعی متعلق به قرن هفتم آمده است. پاسخ بنده به این نکته این است که اولاً صاحب کتاب کامل بهایی از طرف علمای بزرگ شیعه توثیق شده است.
ثانیا او معاصر سید بن طاووس صاحب لهوف است. سید‌بن‌طاووس هم در لهوف مطالبی دارد که مورخان و مقتل نویسان پیش از او چنین نقلی را نیاورده‌اند. حالا چرا ما از سیدابن طاووس به قول معروف چشم بسته می پذیریم چیزهایی را که دیگران نقل نکرده اند و اختصاصی اوست، اما از عمادالدین طبری که معاصر سیدابن طاووس است و از سلامتش هم شک نداریم وقتی مطلبی را با ذکر سند معرفی و مطرح کرده است، نپذیریم. عمادالدین طبری میگوید داستان خرابه شام و شهادت حضرت رقیه علیهاالسلام در کتاب حاویه از قاسم بن محمد مامونی که پیرامون زشتی‌های بنی امیه و کارهای خلاف آنها نوشته شده بوده گرد آوری کرده است. به قول معروف حاج عباس قمی میگوید: آثار و کتاب ها و منابعی در دست ایشان بوده است که دیگران از آن بهره نبرده بودند. پس می توان این داستان را پذیرفت مضافاً براینکه اگر مرقد حضرت رقیه درجای دیگری غیراز شام واقع بود می‌توانستیم تردیدی بکنیم که گروهی چنین چیزی را ساخته باشند. اما در شام که پایگاه بنی_امیه، دشمنان قسم خورده اهل بیت علیه‌السلام بودند، چطور میتوانند چیزی برای قرن ها آنجا بدرخشد و جلوه کند و بزرگانی از علمای برجسته ای به زیارت آنجا بروند و نذرها بکنند و خواسته‌هایی داشته باشند که اجابت بشود. حال آیا می‌توانیم بگوییم چنین جایگاهی واقعیت ندارد و امام حسین علیه السلام چنین دختری نداشته است؟